بی هیچ اضافات

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
حصار برگ ها آنچه تاکنون درباره «حصار برگ ها» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.  هرچه کردم گفته های دیروزت از یادم نرفت/وعده ها و قول های تو خالی ات/دوست داشتن های رنگین ات/هر روز یک رنگ/اولین روز قرمز و پر جوش و پر امید/روز دوم سبز و پر نشاط/روز سوم آبی و تکراری و پر حرف و حدیث/روز آخر مشکی،پر سکوت از رفتن ات/پر درد از وعده هات،از گفته های رنگین دیروزت./ازهستمان و خاطرات رنگین ات چیزی نماند/ جز اجساد خاکستری و برگ هایی خشک /از دلداری و آبیاری گریه های ارغوانی/بخشیدمت ای یار قدیمی/می گویم
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 0:25
برچسب‌ها :
ویروس غرور آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «ویروس غرور» را در ادامه بخوانید. همه بی انصافن،همه!بالا پاییت داره اما سوخت و سوز نداره.بی برو برگرد! تو اگه تونستی کسی رو پیدا کنی که بی منت محبت می کنه یا آدم نیست یا اینکه یه آدم منزویه بازم آدم نیست. گاهی هم شده که خودمون می خوایم نباشن و هر چی از دستمون بر می آد برای ناراحتیشون فراهم می کنیم...چراشو نمی دونم..یادم میاد اولین آدم که همون حضرت آدم بود آفریده شده بود بهش گفتن فرق تو با حیوونا اینه که تو چیزی داری تحت عنوان عقل و اختیار..این خیلی احمقا
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 0:25
برچسب‌ها :
با توست، عنوانش با توست.. آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «با توست، عنوانش با توست..» را در ادامه بخوانید. تو این روزا، این روزایی که ظاهرش بوی غم می ده و روش رنگ غربت می ده، تو این روزا که غصه ها شده مهره های آویز گردن و تسبیح کلام، تو همین روزای سخت که غیر معقول شده معقول و عرف، سخته از منطق دیدن و با منطق دیدن.شاید تا دیروز این یه ضرب مثل بود که می گفت خواهی نشوی رسوا-----، همرنگ شدیم نا خواسته و رفتیم، تو همه ابعادش رفتیم.طوری رفتیم که دیگه نشد و نمیشه تشخیص داد رنگ مسیر اولو چه برسه به راه ا
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 0:25
برچسب‌ها :
بی هیچ اضافات در این مطلب، جزئیات مربوط به «بی هیچ اضافات» ارائه شده است.  قسمتی از متن موجود نیست* و اما امروز، را نیز چو دیروز با احساس تلفیق مکن(گرچه می نویسند عشق و تنفر دو روی یک سکه اند اما از این رو به آن رو هزار راه و هزار فاصله است)...بگذار سلول های مغذت بر تصمیم گیری های زندگی روان باشد.یک بار هم که شده هوای مغذت را داشته باش، نه دلت...دلت نمی میرد هیچ، فردا با صدایی رساتر،قدم هایی دقیق تر، نگاهی پاک تر و مطمئن تر چنان با عقلت هم سو باشد و از برآیندهاشان برداری در قطر قلبت پدیدار شود
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 0:25
برچسب‌ها :
صد حیف... در این مطلب، جزئیات مربوط به «صد حیف...» ارائه شده است. تا موقعی که تفاوت سنی و ظاهری نداشتیم با کودک درونمون همیشه مراقب خیلی چیزا بودیم.مراقب خیلی از حرفامون،کناریامون، دوستا که جای خود.گرچه پاک کن و مداد تراش با ارزش ترین چیزای ظاهری مون بودن برای دلگرمی و محبت به دوستامون قرض می دادیم که کنار هم خوش باشیم و شاد و مهربون.روزای آخر سال که مدیر و معاون و ناظم سه تایی میومدن سر کلاس واسه نمره انضباط هیچ وقت یادمون نمی ره.سر کلاس جیک هیچکی در نمی اومد،بزن بهادرای کلاس که تا دیروز همگی
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 30 تير 1405 ساعت: 0:25
برچسب‌ها :

از روزی که دیگه اینجا ننوشتم حالم شد مثل میخی که 40 ساله عکس امام رو نگه داشته.
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 12:12
برچسب‌ها :
تا موقعی که تفاوت سنی و ظاهری نداشتیم با کودک درونمون همیشه مراقب خیلی چیزا بودیم.مراقب خیلی از حرفامون،کناریامون، دوستا که جای خود.گرچه پاک کن و مداد تراش با ارزش ترین چیزای ظاهری مون بودن برای دلگرمی و محبت به دوستامون قرض می دادیم که کنار هم خوش باشیم و شاد و مهربون. روزای آخر سال که مدیر و معاون و ناظم سه تایی میومدن سر کلاس واسه نمره انضباط هیچ وقت یادمون نمی ره.سر کلاس جیک هیچکی در نمی اومد،بزن بهادرای کلاس که تا دیروز همگی شر خر تمامیت عرضی کلاس بودند،موش می شدن و همچین قیافه مظلوم به خودشون می گرفتند که خود من هم اگه جای مدیر بودم بیست که هیچ،اشتراک سالانه کرم ظلمت زدایی براشون مهیا می کردم.استرسی می گرفتیم که هیچ وقت توی امتحانات شفاهی هم نداشتیم.آقای مدیر طبق معمول بعد از سخنرانی کلیشه ای و تکراری همیشگی(این ها تو همون حساب بچگی هم قابل درک بود-مواقعی که سر صف سخنرانی هاش می رفت تو فاز تکرار سریع با قلوه سنگ های کوچیک که هیچ وقت تمومی نداشت زمین فوتبال و استادیوم و نیمکت سرمربی و جایگاه تماشاگران درست می کردیم. حتی یه جایگاه واسه بازیکنان مصدوم و محروم همراه دکتر و روان شناس که حادثه های کوچیک امروزشون،دردهای بزرگ فرداشون نباشه،ترتیب می دادیم.بعد از کلی چیدن دکوراسیون می رفتیم سراغ بازی...یک بار بازنده شدم اما ادامه دادیم،تا ده-بیست بازی همچنان ادامه داره چون سوت پایان سخنرانی های تکراری اش زده نمی شه!بالاخره بعد از کلی شادی،خنده و دعوا و قهر و جرزنی و آشتی بر می گشتیم سر کلاس)رفت سراغ حرف اصلی اش.نمی دونم بپا می ذاشت برامون،دوربین می ذاشت کنارمون(البته اون موقع حسگر صوتی و دوربین مدار بسته و مخفی و این حرفا نبود) بی خبر از شیطنت هامون نبود.خانم معلم اسم بچه ها که د
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 10 تير 1401 ساعت: 20:02
برچسب‌ها :
تا موقعی که تفاوت سنی و ظاهری نداشتیم با کودک درونمون همیشه مراقب خیلی چیزا بودیم.مراقب خیلی از حرفامون،کناریامون، دوستا که جای خود.گرچه پاک کن و مداد تراش با ارزش ترین چیزای ظاهری مون بودن برای دلگرم
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 19:17
برچسب‌ها :

دنبال آخرین نفس نباش،هیچ وقت

چون ها بسیارند

چون طمع نفس کشیدن نچشیدی

چون هم نفست نفس کشیدن یادت نداد

اصلا نفس کشیدن بلد نبود...پس

نفس هایت را بدرقه نفس های یک جنازه متحرک نفرست

چون تضمینی به برگشتش نیست

دم هایت را بازدم خود می کند

و بازدم هایت را خبری نیست

و جایی نفس می کشی که نفسی نیست

باز می گویم چون ها بسیارند،ما گهگاه بی خبریم...

نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 19:17
برچسب‌ها :
علی: خلاصه رفتیم کافه دنیس، فرید شروع کرد به هیپنوتیزم کردن تا این که نوبت رسید به من، منو خواب کرد و بچه ها شروع کردن به سوال کردن…. همشون پیله کرده بودن که کیو دوست داری؟ .. منم هیچی نمی گفتم… تا ای
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : چهارشنبه 17 بهمن 1397 ساعت: 19:17
برچسب‌ها :
این همه داد می زنیم با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است پس چرا فردای شب قدرش که خلصنا من النار ورد زبان هامان بود،حضور و قربتش در خاطرمان بلک لیست مي شود،و يادش آفلاین و دلپاکی نو ریسپانس تو پیجینگ!؟ *این ردپاهایی که تو داری قدم بر می داری،آخرش ننگ است و دنیایش،مرگ است. *راستی خودمان را گول می زنیم
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:27
برچسب‌ها :

حالم خوب است، خوش تر از آن روز که بال داشتم و فکر می کردم پرواز بلدم؛ گرچه بال ندارم امروز، اما پرواز بلدم.

نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:27
برچسب‌ها :
این فقط یک بغض(من و عروسک هایم) بود،بغضی که از خاطر لطف! به اصطلاح عزیزانی که با حرف های زشت و تقاضاهای ...(بماند) در نظرات خصوصی شرمنده مان کرده بودند.این را نوشتم که از شرمندگی شان بیرون بیایم.اگر باز هم رنگ این نظرات بی شرمانه خصوصی را در میزکار این زیرپله کوچک ببینم،جور دیگر خواهم نوشت.... این ف
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:27
برچسب‌ها :
همیشه دنبال یه مراسم بودیم ، دنبال عید ، نه به خاطر بهارش ، نه به خاطر تازگی اش ، نه به خاطر تعطیلات ، نه!عاشق عید بودیم،عاشق دیدن مادر بزرگامون،خیلی هاشون ساکن جاده های دور،خیلی هاشون نزدیک تر از یه خواهر.عاشق عید بودیم،عاشق دور هم جمع شدنا و چرکین کاغذهای یادگاری. عاشق یه لبخند بابابزرگ،این که ما
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:27
برچسب‌ها :
هرچه کردم گفته های دیروزت از یادم نرفت/وعده ها و قول های تو خالی ات/دوست داشتن های رنگین ات/هر روز یک رنگ/اولین روز قرمز و پر جوش و پر امید/روز دوم سبز و پر نشاط/روز سوم آبی و تکراری و پر حرف و حدیث/روز آخر مشکی،پر سکوت از رفتن ات/پر درد از وعده هات،از گفته های رنگین دیروزت./ازهستمان و خاطرات رنگی
نویسنده : کسری جعفری بازدید : <-PostHit-> تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 4:27
برچسب‌ها :